تبليغاتX
اشعار عاشقانه من
شعر هایی که نخواندم همه تقدیم تو باد/حرف هایی که نگفتم همه ارزانی تو

 

بیایید به یاری شیاطین درونمان به جنگ خدایان برونمان برویم......نیچه

 

دیگر همه چیز فرق کرده بود،و مغز های زیادی خورده شده بودند! دیگر همه چیز فرق کرده بود نه مثل دیروز؛ انگار کسی نبود حتی نفس بکشد، و این تلخ ترین نسل کشی فکری دنیا بود.نگاهها به هیچ جا خیره شده بودند مردم در هم می لولیدند و در انتظار خورده شدن مغزشان بیهوده ترین زندگی را تجربه می کردند و در همه جا شکایت از جاده ها به گوش می رسید٬!

بخشی از رمان "شکایت از جاده ها"

 

 

 

دنیای وبلاگ نویسی برای ما شده است یک رویا؛ هر روز ساعت ها می نشینیم و فکر می کنیم ساعت ها مطالعه و ساعت ها کارهای باهوده و بیهوده انجام می دهیم ولی به روز کردن وبلاگ شخصی مان در دنیای مجازی آنقدر سخت است که انگار می خواهند به سلاخ خانه برند ما را!درست شده ایم مثل دولتمردان امروز که فقط وعده و وعید پوچ می دهیم که فلان وقت به روز می کنیم و همیشه دروغ می گوییم!دروغ خوب نیست لطفا دروغ نگویید...

 

الف- اولی را اختصاص بدهم به خودم که پس از آن تصادف وحشتناک لعنتی حسابی در خود فرو رفته ام و بیهوده به آیندهای "هوچ" می اندیشم، البته مطالعه کتاب و برخی کارهای دیگر هم باید اضافه کنم و نخوانده های بسیاری که باید به اتمام برسانم. هنوز ۲۰۰ فیلمی که خریدم را ندیده ام و هنوز مجموعه داستانم را تصحیح نهایی نکرده ام و رمان ناتمامی که دوست دارم همیشه ناتمام بماند! دور بودن دارد دیوانه ام می کند شیط شیط شیط....

 

 

ب- برگزاری نمایشگاه فناوری اطلاعات در برخی از دانشگاههای کشور از جمله دانشگاه خراب شده ما(رازی) حسابی وقتمان را گرفته است، نمایشگاهی با عرضه مستقیم فلش مموری با این شعار: طرح جامع هر دانشجو یک فلش مموری! که با استقبال بی نظیر دانشجویان دانشگاهها مواجه شده البته قرار است به مناسبت روز دانشجو تخفیف ویژه ای به دانشجویان دانشگاه رازی و دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه داده شود! دوستانی که در کرمانشاه هستند حتما برای بازدید از نمایشگاه فناوری اطلاعات تشریف بیاورند  دانشکده علوم دانشگاه رازی شورای صنفی دانشجویان کرمانشاه...۱۳/۹/۸۷ الی ۱۸/۹/۸۷

 

پ- این روزها خبر های غیر رسمی شنیدیم مبنی بر رفع توقیف شدن مجله ادبی ایرانشهر که با پیگیری های اینجانب متاسفانه از سوی مسئولین دانشگاه این خبر تکذیب شد! این در حالی است که درخواست برای انتشار  مجله ادبی دالان ماهها است که در انتظار مجوز گرفتن می باشد!! هر بار با بهانه های واهی از دادن مجوز به این نشریه خودداری میکنند! معلوم نیست یک کاغذ پاره نوشتن برای آقایان چقدر کار دارد! البته اینجا ایران است حکومت اسلامی جای تعجب ندارد اصلا...

 

ت- سایت ادبیات و فلسفه کلاغ دات کام بلاخره مقاله ام  را  تحت عنوان مولفه هاي ادبيات داستاني پست مدرن انتشار داده است عزیزانی که علاقمند هستند در مورد داستان فرامعاصر و جریانات جدید داستانی ایران و جهان و همچنین ویژگی های ادبیات داستان پست مدرن اطلاعاتی را کسب کنند می توانند با مراجعه به این مقاله جدیدترین یافته های داستان نویسی جهان را جستجو نمایند...

 

ث- پس از ماهها توقف کتاب دکتر قهرمان شیری در صف اخذ مجوز بلاخره جدید ترین کتاب ایشان با عنوان "مکتب های داستان نویسی در ایران" توسط نشر چشمه به چاپ رسید! این کتاب حاوی توضیحاتی را جع به مکتب های داستانی ایران معاصر است و در شش فصل گردآوری شده و مکتب ها را به ۵ مکتب اصیل داستان نویسی تقسیم بندی نموده است. دکتر شیری در این فصول مواردی را هم اشاره داشته از جمله: بهرنگی و داستان سنتی- ساعدی و داستان مدرن- براهنی و داستان نویسی پسا مدرن-رئالیسم جادویی-معتقدات مارکسیستی-روایت شکنی-دگر اندیشی اجتماعی- ناتورئالیسم-سه گانگی رئالیسم-درون گرایی در روایت ها- رئالیست سوسیالیستی- ایدوئولوژی زدگی و.... دکتر شیری هم اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه رازی و در رتبه دانشیاری مشغول به معلمی هستند ایشان در زمینه ادبیات داستانی مقالات و کتابهای فراوانی را انتشار داده اند که جدیدترین کتاب ایشان همین کتاب معرفی شده می باشد...

 

ج- جلسه نقد کتاب گریه روی شانه تخم مرغ اینبار در گرگان!! فکر می کنم جلسه نقد کتاب برگزار شده است هنوز از کم و کیف جلسه مطلع نیستم ولی مطمئنم که با حضور دوستان عزیزم جلسه خوبی شده باشد در همین جا از همه دوستان به خاطر گرفتاری و شرکت نکردنم در جلسه عذر خواهی می کنم.مجموعه‌ی «گریه روی شانه‌ی تخم‌مرغ!» را می‌توانید از این قسمت دانلود کرده و بخوانید.

 

چ- و باز هم مرگ! اینبار دست مرگ سکوتش را در چشمان بهت زده دوستان عزیزمان سایه گسترده است و ما را غمگین تر از پیش...شنیدیم که  روح مادر گرامی شاعر ارجمند معصومه لمسو  به اهورامزدا پیوست برایش آرامش میطلبیم و اینکه روح پدر گرامی شاعر بزرگوار مسعود اکبری راد به آسمان   پرواز نمود یادشان گرامی و روحشان در آرامش باد...

 

ح-  مرگ چه لغت بیمناک و شوراگزی است! از شنیدن آن احساسات جانگدازی به انسان دست می‌دهد خنده را از لب می‌زداید شادمانی را از دل می‌برد تیرگی و افسردگی آورده هزار گونه اندیشه های پریشان از جلو چشم می گذراند.زندگانی از مرگ جدایی ناپذیر است. تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنیین تا مرگ نباشد زندگانی وجود خارجی نخواهد داشت. 

مرگ همه هستی را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان می‌کند: نه توانگر می‌شناسد نه گدا  نه پستی نه بلندی و در مغاک تیره آدمیزاد گیاه و جانور را در پهلوی یکدیگر می‌خواباند تنها در گورستان است که خونخواران و دژخیمان از بیداد‌ گری خود دست می‌کشند  بی‌گناهان شکنجه نمی‌شوند نه ستمگر است نه ستمدیده بزرگ و کوچک در خواب شیرینی غنوده‌اند. اگر مرگ نبود همه آرزویش را می‌کردند فریاد های ناامدی به آسمان بلند می‌شد به طبیعت نفرین می‌فرستادند. اگر زندگانی سپری نمی‌شد چقدر تلخ و ترسناک بود.هنگامی که آزمایش سخت و دشوار زندگانی چراغ های فریبنده جوانی را خاموش کرده سرچشمه مهربانی خشک شده سردی تاریکی و زشتی گریبانگیر می‌گردد اوست که چاره می‌بخشد اوست که اندام خمیده سیمای پرچین تن رنجور را در خوابگاه آسایش می‌نهد.

ای مرگ! تو از غم و اندوه زندگانی کاسته آن را از دوش بر‌می‌داری. کیست که شراب شرنگ آگین تو را نچشد؟ انسان چهره تو را ترسناک کرده از تو گریزان است فرشته تابناک را اهریمن خشمناک پنداشته! چرا از تو بیم و هراس دارد؟ چرا به تو نارو و بهتان می‌زند؟ تو پرتو درخشانی اما تاریکیت می‌پندارند تو سروش فرخنده شادمانی هستی اما در آستانه تو شیون می‌کشند تو فرستاده سوگواری نیستی تو درمان دل‌های پژمرده می‌باشی تو دریچه امید به روی نا امیدان باز می‌کنی تو از کاروان خسته و درمانده زندگانی میهمان نوازی کرده آنها را از رنج راه و خستگی می‌رهانی تو سزاوار ستایش هستی تو زندگانی جاویدان داری...

                                                                    صادق هدایت  

        

 

خ-پس از سپری شدن زمان تعلیق ۳ ماهه مجله فرهنگی-سیاسی طاق بستان با مدیر مسئولی دوست عزیز و گرانمایه ام اشکان مسیبیان با حکم کمیته ناظر بر نشریات شماره چهارم این مجله در سطح دانشگاه انتشار یافت موضوع این شماره زندگینامه داریوش فروهر و همسرش پروانه فروهر بود که در جای خود بسیار وزین و تاثیر گذار بود به بهانه اول آذر ماه سالگرد شهادت این دو عزیز...تا آسمان به پاست/تا ماه می درخشد و خورشید جان فزاست/ ایران من به جاست...

 

د-این روزها در کنار بحران اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در ایران که دست گل دولت عدالت محور! محمود احمدی نژاد است بحرانی جدید را پیش روی این دولت میبینیم که به گفته رئیس دفتر نهاد رهبری در دانشگاهها یکی از عوامل مهم ضربه به نظام است! بله بحران مدرک در دولت نهم... همه ما شاهد آن هستیم که بعد از کردان نام چند تن دیگر از وزرای احمدی نژاد سر زبنها افتاده که آنها هم مدرک درست و حسابی ندارند و با جعل مدرک دانشگاهی به وکالت و وزارت رسیده اند جالب اینجاست اگر محمود اشتباه کرد چرا چند تا شد!!؟

 

ذ-شعر / ساموئل بکت / ترجمه کیاسا ناظران
بالاتر از پلکان از آن‌جا که نشسته بودیم
می‌بینممان وارد می‌شویم از سمت خیابان آرن
دودل، با چشمانی که دودو می‌زند در هوا، سپس با وقار
از روی شن‌های سیاه به سوی‌مان می‌آییم
زشت‌تر از زشت، به زشتی دیگران
اما ساکت، توله‌سگی بازیگوش
به دو از سمت خیابان مونژ وارد می‌شود
دختر مکثی می‌کند، با نگاه دنبالش می‌کند
سگ از میدان می‌گذرد، گم می‌شود
پشت مجسمه‌ی گابریل دو مورتیله
دختر سربرمی‌گرداند، من رفته‌ام
دست چپ را بر طارمی سیمانی تکیه می‌دهم
به سختی و تنها از پلکان قدیمی بالا می‌روم
دختر دل‌دل می‌کند
قدمی به سوی انتهای خیابان مونژ برمی‌دارد
سپس دنبالم می‌آید
لحظه‌یی رعشه به پشتم می‌افتد، این من است که به من باز می‌پیوندد
اکنون با چشمانی دیگر نگاه می‌کنم
سنگ‌ریزه‌ها را و آب‌گیرها را زیر بارش تند باران
دختربچه‌یی طوقی را پشت سرش می‌کشد
زن و مردی، شاید عاشق، بازو به بازو می‌گذرند
پلکان‌های خالی، خانه‌های بلند و آسمان
که چه دیر چه دیر بر ما نور می‌پاشد
سر برمی‌گردانم، بهتم می‌زند
از دیدن چهره‌ی غمینش این‌جا

 

ر-بار دیگر تسلیت آن هم به جامعه مطبوعات ایران! به دلیل تنگ نظریهای مسئولین محترم! حکومت اسلامی برای دستور توقیف هفته نامه شهروند امروز. هفته نامه ای که غوغا کرد در همه شماره هایش و همه می دانستیم با این شرایط و اوضاع دوام نخواهد آورد ولی امید داشتیم به روزنه ی کوچکی از آزادی! و کجاست آن آزادی حقیقی برای ما انسانها برای تفکر و اندیشه ما و این گونه کار ها توهین بزرگی است به شعور مخاطبین مطبوعات! جالب اینجاست که با آمار هایی که اعلام می کنند همه چیز وارونه جلوه می کند. بگذریم ولی با این حال دعا می کنیم اهورا مزدا ریشه همه این ظالمین به فرهنگ مرز و بوم مان را بخشکاند...

 

ز-جشنواره سراسری غزل پست مدرن امسال برگزار نخواهد شد به هزار یک دلیل! اما سعی بر آن داریم جشنواره درخوری را برای سالهای آینده دقیق و حساب شده برنامه ریزی و اجرا کنیم که در خور همه شاعران این شیوه ادبی تازه باشد! همکاری فکری شما راهگشای ما در این مسیر دشوار است شما می توانید با ایمیل اختصاصی دبیرخانه مکاتبه نمایید: ghazal_post@yahoo.com

 

ژ-برای همه زندگی ام مریم:

دنياي به اين بزرگي واسه من
وقتي نيستي مثل زندون مي مونه
وقتي نيستي گلا ماتم مي گيرن
بهارم مثل زمستون مي مونه
وقتي نيستي
من هواي موندم نيست
ديگه اينجا
بي تو جاي موندنم نيست
وقتي رفتي آينه چين خورد و شكست
باغبون درهاي گلخونه رو بست
عروس سفيد پوشت تا دم مرگ
لباس سياه به تن كرد و نشت
وقتي نيستي
من هواي موندنم نيست
ديگه اينجا
بي تو جاي موندنم نيست
تو مي خواستي ديوارا رو ورداري
جاي هر ديوار يه باغچه بكاري
تو مي خواستي پرده رو پس بزني
پشت هر پنجره خورشيد بذاري
وقتي نيستي
كي به ما نشون بده
عكس خورشيد توي آب چه رنگيه
كي مي خواد به ما بگه
بدون عشق اينجا پر از آدماي سنگيه
وقتي نيستي
من هواي موندنم نيست...

                                       ایرج جنت عطایی

 

 

س-روز سه شنبه ۵ آذر ماه در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی مراسم تقدیر از یک استاد بنام به همت و تلاش هیئت تحریریه نشریه چرتکه برپا شد مراسمی که در عین کمبود امکانات بسیار عالی و در خور استاد گرانقدر دکتر شاهونه برگزار شد. جا دارد اینجا از حسن سلیقه دوستان خوبم در نشریه چرتکه مخصوصا مدیر مسئول سرکار خانم شیما جمالی و سردبیر جناب آقای شریفی و دیگر عزیزانی که زحمت بسیار کشیدند تشکر و قدردانی کنم.

 

ش- مجله طنز کاکتوس صاحب سایت شد کاکتوس جزو یکی از محبوب ترین نشریه های طنز می باشد که با مدیر مسئولی دوست ارجمندم جناب آرمان میرزایی اداره می شود و با تلاش این دوست خلاق هر شماره بهتر از شماره های گذشته پیشرفت قبل توجهی در مطالب عناوین و گرافیک و تصاویر آن ایجاد می شود از زحمات هئت تحریریه این مجله تشکر و قدردانی می کنم. و شما را دعوت می کنم از سایت کاکتوس باز دید کنید...

 

ص-چون قراراست به زودی کتاب: فرهنگ داستان نویسان کرمانشاه توسط یکی ازناشران معتبرتهران،درتیراژی محدود چاپ ومنتشرشود؛به همین خاطر درخواست می شود:

1-دو داستان کوتاه

2-شرح کاملی اززندگی نامه به همراه عکس وشماره ی تماس

3-خلاصه ای کامل وموثرازفعالیت های ادبی وفرهنگی 

4-آثار منتشروچاپ شده به صورت کتاب(اشتراکی یامجزا)درویژه نامه هامجلات ادبی وموجه(محلی مرکزی وخارج ازکشور)یک نسخه...

 5-نشانی آثارمنتشرومنعکس شده دروب سایت های  معتبرومجازادبی  راتاتاریخ۳۰/۹/۸۷به نشانی؛کرمانشاه/صندوق پستی: 4114/67165ویاخیابان   آیت الله کاشانی،پاساژحافظ،طبقه ی چهارم کتاب فروشی سینا جهت انعکاس ونشردرکتاب یادشده ارسال شود. برای دریافت اخباراطلاعات وتوضیحات بیش تربه وب لاگ اطلاعرسان وخبری: www.shirintabaran.blogfa.com  مراجعه کنید.شماره  تماس:3225031-0838 مرتضی حاتمی(9تا11شب)

 

ض-دراز کشيدم و به شب کوير خيره شدم، به آن پرده‌ی سياه که کشيده بودند روی همه چيز تا خدا نبيند چه بلايی دارد سرمان می‌آيد.  صداي‌ سگ‌ آزاردهنده‌ بود. جوری در سرم می‌پيچيد که آرواره‌‌هام را قفل می‌کرد. دلم می‌خواست از آن تکه‌ی آخر بی‌دغدغه بگذرم، و نمی‌شد. خدايا، اين صدا از کجاست؟ سگي‌ دنبال‌مان‌ كرده‌ که ما را از خاك‌ پدري‌ بيرون‌ كند و بعد آرام‌ بگيرد؟گفتم: «می‌دانستی در مرزها صدای سگ می‌آيد؟»گفت: «يعنی خيلی فاصله داريم؟»«نمی‌دانم. فقط شنيده‌ام که برای تعيين خط مرزی به صدای سگ‌های مرز گوش می‌دهند؟ آنجا که صدا کمرنگ ‌شود مرز است. سيم خاردار می‌کشند و اسمش را می‌گذارند مرز.»کلافه بودم. صدای سگ در سرم هياهو می‌شد، و در شقيقه‌هام می‌کوبيد.

                                                                                   عبـــــاس معروفی

  

ط-نشریه آبــــــ یکی از معتبر ترین نشریات دانشکده فنی هفته گذشته با طرح مسائل و مشکلات صنفی دانشگاه رازی کرمانشاه بیرون آمد و به صورت همزمان در سراسر دانشکده ها توزیع شد این نشریه که شماره پنجم خود را تجربه میکند حاصل زحمات دوست عزیزم جناب آقای میلاد غلامی و سردبیر محترم جناب آقای محمد اسماعیلی است. در شماره چهارم و پنجم مطلب بنده تحت عنوان دانشگاه رازی دانشجوی ناراضی (۱) و (۲) به چاپ رسید امیدواریم دکتر خدایی/ دکتر بیدمشکی پور دکتر نیک رهی/ و دکتر زین العابدینی/ به عنوان مسئولین ارشد دانشگاه کمی هم به فکر دانشجویان باشند!!!

 

ظ- این روزها که شش ماه به انتخابات ۸۸ مانده است آقای خاتمی ناز می کند و با پولی که دارد خرج می نماید معلوم نیست نازش واسه چیه ولی متاسفانه در اینباره باید عرض کنم هیچ کاندیدایی از جبهه دموکراسی خواهان و آزادی خواهان و میهن پرستان در صحنه نداریم البته زمزمه هایی مبنی بر کاندیدا شدن عبدا... نوری شنیده میشود و موج جدیدی هم در اینباره ایجاد شده که امیدواریم به ثمر برسد.

 

ع- آدم که همیشه نباید شعر بگوید کمی داستان نویسی و کار تحقیقی برای هر دانشجوی رشته ادبیاتی لازم است البته ما که این چیزهایی که در دانشگاه بلغور می کنیم را اصلا قبول نداریم و داریم کار خودمان را می کنیم چون علوم انسانی در دانشگاههای ایران علوم اسلامی است! امروز در متن جالبی داشتم قسمتی از کتاب نشت نشا را می خواندم که بسیار منتقدانه از وضعیت پادگانی در دانشگاههای ایران انتقاد می کرد خیلی برام جالب بود و باید حتما این کتاب را بخرم!

 

غ-آتوسا حصارکی دست به کار قشنگی زده است و فراخوان زیبایی را در همه جا انتشار داده با این موضوع که  برای بلند ترین شب سال بلند ترین شعر را بگوییم! شاید مرهمی بود بر آرزوهای ادبی بزرگ ما... البته البته یکی از دوستان هم به نام آقا بهزاد بهادری پیشنهاد داده که به بهترین تیکه از شعر جایزه بدین! نمیدانیم که کسی خواهد داد یا نه؟!

 

ف-نامزدهای دریافت جایزه بنیاد هوشنگ گلشیری معرفی شدند:مجموعه داستان :۱) ناتاشا امیری، عشق روی چاکرای دوم، ققنوس 2) فرشته ساری، مرکز خرید خاطره، خجسته 3) محمدحسن شهسواری، تقدیم به چند داستان کوتاه، افق4) یوسف علیخانی، اژدهاکشان، نگاه5) پیمان هوشمندزاده، ها کردن، چشمه /شما دوستان می توانید با مراجعه به این آدرس به صورت کامل در کم و کیف این جایزه قرار بگیرید بنیاد گلشیری

 

ق-در ادامه اعمال فشار در آستانه ۱۶ آذر: تهدید فعالان دانشجویی به زندان امسال معزل بزرگی است که پیش روی دانشجویان دانشگاههای مختلف است به طوری که اکثر مراسم مروط به ۱۶ آذر یا چهارشنبه برگزار شده و یا یکشنبه برگزار خواهد شد و عمدتا جامعه اسلامی و بسیج متولی این جشن ها در روز دانشجو هستند حالا خودتان کمی فکر کنید که جشنی را که بسیج بخواهد برگزار کند چه خواهد شد؟؟!! به عنوان مثال در دانشگاه رازی مسخره ترین جشن روز دانشجو امسال توسط بسیج برگزار شد که به نظرم خیلی مضحک بود دقیقا عین یک زندان و محل امنیتی همه ریش دارها و مامورین حراست جای جای سالن را گرفته بودند و در چند مورد با دانشجویان حتی برخورد فیزیکی کردند و حتی اجازه فیلم برداری و عکس گرفتن هم نمیدادند...واقعا متاسفم برای خودم و برای همه دانشجویان که نمیدانم...نمیدانم چه بر سرمان آمده چه؟؟

جنبش دانشجوي

ک- جنبش دانشجویی ایران در آستانه روز دانشجو به روند زندانی کردن شکنجه محرومیت از تحصیل تهدید و احضار دانشجویان و خانواده های دانشجویان فعال دانشگاهها و همچنین پادگانی شدن دانشگاه با نصب دوربین مخفی و گیت های امنیتی و سخت گیری های حراست و گذاشتن مامورین نامحسوس در بین دانشجویان اعتراض می کند و خواستار آزادی دانشجویان در بند است...تا آزادی دانشجویان از بند رژیم ظلم و ستم... زنده باد آزادی/ زنده باد ایران/ زنده باد وطن...

 

.

.

.

 ی -بی غزل اهورا مزدا یارتان باد....

 

نوشته شده توسط رضا پارسا در ساعت 22:57 | لینک  |