اینها را فقط به تو می گویم ای مرگ/ از همه چیز بیزار شده ام/ از تو/ از خدا / از خورشید/ و تنها چیزی که آرزو می کنم/ توهستی/ خدا و خورشید!
رولان بارت
اول اینکه دلیل به روز شدنم نه غزل بود و نه یک خبر مهم... فقط احساس نیاز به روز شدن مرا به این کار وادار کرد نیازی که گاهی اوقات دارم و همیشه نیست در من... یک نیاز بشری خیلی ساده...پست قبلی با ۲۲ نظر رکورد شکست...کمترین نظرات پستهای این وبلاگ بود! انگار همه در خواب فرو رفته اند مهم نیست!
خبر بسیار مهم- بلاخره مجله ادبی دالان مجوز گرفت!! و با این اخذ مجوز اولین فکری که در سرم خطور کرد بیرون آوردن اولین شماره دالان با کیفیت بسیار بالا و پست آن برای مشترکین دست از مال کشیده مجله قبلی که هنوز به خاطر آن عذاب وجدان دارم!
الان که در فرجه های امتحان به سر می بریم و دقیقا ششم بهمن امتحانات تمام می شود و شماره اول مجله ادبی دالان برای مراحل چاپ آماده خواهد شد شاید سالگرد اولین جشنواره غزل پست مدرن مجله ادبی دالان برای همه دوستانم ارسال شود! امیدورام... و نکته قابل توجه اینکه مجوز مجله مشروط صادر شده به این شرط که هیچ پولی از دانشگاه بابت هزینه چاپ نگیرم ما هم گفتیم چشم!! دانشگاه ما هیچیش به آدم نرفته و متاسفانه از مجلات خوب حمایت نمی کنند...بگذریم!
یک فراخوان ادبی- لطفا اشعار/ مقالات/ اخبار انجمن های ادبی/ نقدها و خوانش ها/ شناسنامه و معرفی کتاب و مجله/ گزارش جشنواره های فرهنگی ادبی/ و هرچه که مربوط به ادبیات می شود را برای ما بفرستید... تا در مجله ادبی دالان با نام خودتان چاپ کنیم...موضوع مجله ادبی هنری است...
مطالب خود را می توانید به ایمیل reza.sahraei@gmail.com ارسال نمایید.
در صورت تمایل همکاری با مجله ادبی دالان لطفا نحوه چگونگی همکاری خود را با این نشریه شرح دهید بهترین راه ممکن ایمیل و نظرات خصوصی و تماس با روابط عمومی مجله است شماره روابط عمومی مجله دالان: ۰۹۳۶۴۲۸۹۱۶۵
به محض چاپ مجله اسامی نمایندگان فروش و محل فروش مجله ادبی دالان اعلام
می شود در صورتی که خواستار همکاری فروش مجله هستید در نظرات خصوصی
شماره تلفن خود را بنویسید تا با شما تماس بگیریم.
و اما آخرین مقاله من را با عنوان" جستاری در سبک داستانی گلستان سعدی و داستان نویسی مینی مالیستی " می توانید در شماره دوم فصلنامه نقد ادبی ببینید.
و مقاله "مولفه هاي ادبيات داستاني پست مدرن" را در سایت کلاغ دات کام می توانید مشاهده نمایید.
یک خبر ادبی جالب- به گفته حامد داراب کتاب گریه روی شانه تخم مرغ به زبانها انگلیسی و فرانسوی ترجمه شده ولی هنوز چاپ نشده که قراره یازدهم چاپ بشه البته صحت و سقم این مطلب را هنوز به درستی اطلاعی ندارم و مطمئن نیستم. این کتاب ترجمه شده با مقدمه ای مفصل از دکتر یاحقی استاد دانشگاه سوربن فرانسه و مقاله جامع از مسعود گلمکانی چاپ می شود!
و اما در خبر ها شنیدیم دختر دانشجویی که سال گذشته معاون حراست دانشگاه رازی به او تعرض کرده بود از تحصیل انصراف داده و این اتفاق در سال گذشته با فشار حراست و مسئولان دانشگاه رازی انجام گرفته است در صورتی که حق تحصیل از حقوق اولیه همه انسانها است. من این گونه ظلم ها را چه در دانشگاه که مکان علمی و مقدس است و چه بیرون آن که نقض کامل حقوق بشر محسوب می شود محکوم می کنم و دانشجویان دانشگاه رازی و دیگر دانشگاههای کشور را برای اعتراض به این عمل شنیع مسئولان بی کفایت دانشگاه رازی دعوت می نمایم. اعتراض حق ماست...
چشماي تو يعني: وطن! ٭در چشم ِ تو زنده گي مي كنم!
باشكوهي! مثل ِ آوازِ عشاير وقتِ كوچ
مثل ِ رقصيدن ِ مرداي گرسنه ي بلوچ!
مثلِ ِ نقش ِ كاشي كاري رو يه طاق آجُري!
مثل ِ ضرباي دُهُـل تو يه ترانه ي لري!
تو قشنگي! مث ِبرق ِ سينه ريز ِ نقره كوب!
مث ِ لهجه ي زُلال ِ ماهيگيراي جنوب!
مث ِ يه دف زنِ كـُرد، يا يه سوار ِ تركمن!
نمي ذاري تن بدم به ننگ ِ آواره شدن!
همخاك ِ من! همحادثه! چشماي تو يعني: وطن!
از عطر ِ تو شروع مي شن مرزاي سرزمين ِ من!
بي دريغي! مثل ِ جنگلاي تن سبز ِ شمال!
رو سرانگشتِ توئه هلال ِ ماه ِ دشت ِ لوت! 1
من ُ بيرون مي كِشي از توي باتلاق ِ سكوت!
ساده يي! دُرُس مثِ بومياي ساده ي كيش!
مث ِ كوچه هاي يزد ُ خونه هاي كاهگليش!
تو مثِ جادوي ِ ساز ِ عاشقاي آذري،
نمي ذاري تن بدم به غربت ُ دربه دري!
همخاك ِ من! همحادثه! چشماي تو يعني: وطن!
از عطر ِ تو شروع مي شن مرزاي سرزمين ِ من!●
یغما گلرویی
1- بلور ِ سرانگشتانت كه دَه هلالك ِ ماه بود. «شاملوي بزرگ»
خبر چاپ کتاب دکتر قهرمان شیری:
پس از ماهها توقف کتاب دکتر قهرمان شیری در صف اخذ مجوز بلاخره جدید ترین کتاب ایشان با عنوان "مکتب های داستان نویسی در ایران" توسط نشر چشمه به چاپ رسید! این کتاب حاوی توضیحاتی را جع به مکتب های داستانی ایران معاصر است و در شش فصل گردآوری شده و مکتب ها را به ۵ مکتب اصیل داستان نویسی تقسیم بندی نموده است.
دکتر شیری در این فصول مواردی را هم اشاره داشته از جمله: بهرنگی و داستان سنتی- ساعدی و داستان مدرن- براهنی و داستان نویسی پسا مدرن-رئالیسم جادویی-معتقدات مارکسیستی-روایت شکنی-دگر اندیشی اجتماعی- ناتورئالیسم-سه گانگی رئالیسم-درون گرایی در روایت ها- رئالیست سوسیالیستی- ایدوئولوژی زدگی و.... دکتر شیری هم اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه رازی و در رتبه دانشیاری مشغول به معلمی هستند ایشان در زمینه ادبیات داستانی مقالات و کتابهای فراوانی را انتشار داده اند که جدیدترین کتاب ایشان همین کتاب معرفی شده می باشد...
بار دیگر تسلیت به جامعه دانشگاهی- سناریویی تازه بر نشریات
دانشجویی دانشگاه رازی کرمانشاه نشریه دانشجویی طاقبستان
(تاق وسان) دانشگاه رازی کرمانشاه توقیف شد!!
نشریه ی دانشجویی طاقبستان با مدیر مسئولی اشکان مسیبیان با اعتراض از سوی شورای فرهنگی دانشگاه رازی مبنی بر شکایات وارده بر این نشریه به دستور معاونت دانشجویی فرهنگی دانشگاه رازی و رییس کمیته ی ناظر بر نشریات دانشجویی این دانشگاه- علی بیدمشکی پور - توقیف شد.
گفتنی است پیش از این نیز این نشریه با شکایت حراست دانشگاه رازی پیرامون درج مطلبی درباره ی موضوع تجاوز معاون حراست دانشگاه به دانشجوی دختر دانشگاه رازی به ۳ماه تعلیق از فعالیت محکوم شده بود. این در حالی است که روند فشار بر دانشجویان و نشریات غعال دانشگاه رازی توسط مسئولان بیشتر و بیشتر میشود به طوری که حتی کمک هزینه اندکی که توسط امور فرهنگی دانشگاه به نشریات جدید تعلق می گرفت قطع شده است.
و این غزل را تقدیم میکنم به مریم به خاطر تولدش:
تغییر سبک می دهم و پرت می شوم، از بوته زار بی هدف مسخ آبکی
هر روز می دوم به / تو از طرح یک خیال، چندین هزار نامه بی خط دزدکی
هی جیغ های شرقی بی رنگ میکشم، شعرم نمی رسد به تو /از پشت پنجره
انگار باز بخت ورق خورده/ بارها، از لابه لای زجه ی روباه طفلکی
یک اتهام بی سرو ته از گلایه ها، در خاطرات شیشه ای ام منعکس شده
ذهنم عبور می کند از این چراغ سبز،تفریق می کنم نفسم را یواشکی
انگار هرز می روم از این بلوغ خیس،ناگاه شور می شوم و ترش می کنم
فردا دوباره منتظر نامه ای سفید، در انتهای خودکشی بی عروسکی
محکوم در فراخور این ارتفاع پست، روی زمین مسخ شده راه می روم
فقدان یک خداست در این گیرودار فقر، عق میزنم از این همه اسم دروغکی
در انعکاس مرگ ورق می خورم/ هنوز، آیا دوباره حرف مرا قطع میکنی؟!
میخواهم از کنار تو هم...یک قدم جلو، با یک فلاش بک از خبر مرگ زورکی
رضــا صحرایی (پارسا)
