تبليغاتX
اشعار عاشقانه من
شعر هایی که نخواندم همه تقدیم تو باد/حرف هایی که نگفتم همه ارزانی تو

الف برای آزادی-دهانت را می بویند مبادا که گفته باشی دوستت می دارم  آری دوست داشتن را باید سانسور کرد فیلتر کرد و عشق را باید در پستوی خانه پنهان و تمام شعر هایت را باید آتش بزنی مبادا اسباب خور و خواب آقایان آسیب ببیند!روزگار غریبی ست نازنین و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند... و هنگامی که دم بر می آوری جایگاهت حصاری تنگ و سرد ایت میان ظلمت...چشمانت را می بندند و فقط باید اعتراف کنی به دوست داشتن عشق میهن و همه آرمانهایت و بگویی که همه چیز اشتباه شده! کتابسوزی مغولان صد شرف دارد به سانسور چیان امروز و موش هایی که میجوند همه اندیشه های فرزندان ایران را! به اندیشیدن خطر مکن روزگار غریبی ست نازنین آن که بر در می کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است. و چه روزگار نا مردی است روزگار ما و چه هیاهویی دارد ذهنم بری نوشتن دردها! تبسم را بر لب ها جراحی می کنند و ترانه ها را بر دهان .

شوق را در پستوی خانه نهان بایدکرد کباب قناری بر اتش سوسن و یاس روزگار غریب ست، نازنین...کسانی که پر هستند از ادعای خدا و عدالت و آزادی و مست از قدرت بر این شانه های این مردم تکیه زده اند  و می خندند و می خندند و ما هر روز میگرییم و می گرییم...ابلیس پیروزْ مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است... خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد...کسی پاسخگو نیست/  که تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم و آن نگفتیم که به کار آید: چرا که تنها یک سخن به میانه نبود: آزادی ما نگفتیم تو تصویرش کن!!

 

ب برای بودن- وبلاگ " اشعار عاشقانه من" را چندین ماه است که به روز نکردم چون حرفی برای گفتن نداشتم و برای برخی از مطالب پست قبلی هم دویدن برای هیچ! چون قرار بود مجوز مجله را همان موقع بدهند که ندادند و ما باز هم اعتراض کردیم و اعتراض شدیم و باز هم ندادند تا چند روز پیش که گفتند برو چاپ کن و ما هم نا امید از همه جا و همه کس دنبال پول چاپ هستیم!

همه چیز از اول اشتباه بود... دوباره از نو شروع کردیم شعر و غزل و زندگی و درس و همه چیز را از اول اول اول و هنوز هم به هیچ نتیجه ای نرسیدم! حالا هم که پول نداریم برای چاپ! کجایند کسای که می گفتند شما از سوی امریکاییها و صهیونیستها تغذیه می شوید و با اپوزیسیون خارج از کشور ارتباط ارید! کو؟ پس کو آن همه ارتباط و پول هایی که به جیب ما می ریزند تا مجله چاپ کنیم؟ آقایانی که کار هر روزه تان شده است تهمت زدن به دانشجویان!! ما همه اندیشه داریم فکر داریم خلاقیت داریم نگاه تازه داریم به اطرافمان به جهان حتی به خدا و این اندیشه برای مان مقدس است...پس دست از این توهمات پوچ بردارید و به پیشرفت این تفکرات کمک کنید که امیدی به یاری شما نیست شر مرسانید!

کاش کمی فکر می کردید به همه چیز و بعد تصمیم میگرفتید! ما هم فرزندان این خاکیم  و به میهن عشق می ورزیم و یگانه پرست هستیم پس...( ببخشید از اینکه یک سری حقایق در این حرفها رو شد/ برای گفتن این حرفها دلم پر بود).

 

واو برای وقتی همه خوابیم- این روزها روی سردر سینماهای ایران چند فیلم قرار دارد که کم اهمیت ترین آنها اخراجی های 2 است به کارگردانی تئوریسین انصار حزب الله و مردی که این روزها حسابی کارش گرفته و مثل آقای سلحشور با بودجه های چنیدین میلیاردی که در اختیارش گذاشته اند برای فقط سرگرمی مردم فیلم می سازد و اینگونه فیلم های پوپولیستی هیچ دردی را از جامعه ایران دوا نمیکنند! با این حال فیلم ارزنده " وقتی همه خوابیم " بهرام بیضایی هم در حال اکران است که به زیبایی تمام فساد موجود در سینمای ایران به نمایش می گذارد و به صورت داستان در داستان همه چیز را برملا می کند و حتی چند تیکه هم به فیلم های عامه پسند و کمدی می اندازد!

وقتی همه خوابیم

خلاصه:تهیه کننده فیلمی که شاهد صحنه و پشت صحنه اش هستیم، پس از گذشت یک سوم از ساخت، سوپراستاری (حسام نواب صفوی) را به جای بازیگر تازه کار و از تئاتر آمده (علیرضا جلالی تبار) به کارگردان (هدایت هاشمی) تحمیل می کند. کارگردان مخالف است اما مجبور است بپذیرد. صحنه های گرفته شده بار دیگر با بازیگر جدید تکرار می شود. چندی بعد تهیه کننده بازیگر زن تازه کار و بی استعدادی (شقایق فراهانی) را به دلیل اینکه همسرش تقبل کرده بخش اعظمی از مخارج را بپذیرد به جای بازیگر زن حرفه ای فیلم (مژده شمسایی) به کارگردان تحمیل می کند. کارگردان مجبور است قبول کند. صحنه های گرفته شده بار دیگر فیلمبرداری می شود تا اینکه ...

 

ت برای تئاتری که شاید هرگز بازی نکنم!- چند وقتی است که وارد گروه تئاتر شده ام به عنوان بازیگر البته بیشتر به خاطر تکمیل  داشتن هنر هایی که وجود دارد این کار ر انجام می دهم و چقدر  به درد اشعارم می خورد این تئاتر! گروه خوبی تشکیل شده است به کارگردانی دوست عزیزم آقای سیامن غیاثی- کسی که همیشه برایم قابل احترام بوده و هست و با آن منش خاص و اخلاق متفاوت خود بسیار راحت با دیگران ارتباط برقرار می کند و خیلی راحت تر ارتباطش را قطع می نماید!! درست مثل یک کارگردان واقعی  سینما -و داریم نمایشنامه" قرمز و دیگران"  از محمد یعقوبی را کار می کنیم البته کانون تئاتر دانشگاه را به دلایل واهی ( اختلاط دختر و پسر و ...) داشتند می بستند که اعتراضات شدید مانع این کار شد ولی اخیرا نمایشنامه قرمز و دیگران مجوز کار نگرفته!! از سوی آقایان... نمایشنامه ای که قسمتی از واقعیات تلخ زندگی آدم هایی را نشان می دهد که در ایران زندگی می کنند و هر صحنه گفتگوی ساده دو نفر است در برهه ای از یک زندگی ماشینی که همراه است از عشق نفرت خیانت دوست داشتن اعتیاد خیابان خوابی دروغ و... ولی مجوز نگرفتن این نمایش را می توان چنین تلقی کرد که اینها نمی خواهند واقعیت را به مردم نشان دهند...همین!

 

کاف برای یک کارگاه ادبی-داریم کارگاه شعر و داستان می زنیم درست مثل همه کارگاههای کوچکی که در گوشه و کنار ایران وجود دارد و بعدها صدایش در می آید از طریق شاعران و نویسندگان بزرگی که توی همین کارگاهها مشهور خواهند شد!  در به در دنبال مجوز  هستیم تا بعدش ببینیم چه می شود البته خیلی روی کمک های دکتر سوسن جبری مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی حساب باز کردیم و با این تلاش به همین زودی ها به راه می افتد...از همشهریان عزیزی که در کرمانشاه حضور دارند دع و ت میکنم که با گذاشتن کامنتی اعلام حضور خود در کارگاه  را اطلاع دهند.

 

دال برای دانشجویانی که هنوز آزاده اند- این روز ها بگیر بگیر زیاد شده ناسلامتی دم انتخاباتیم و باید فضا بازتر باشد ولی کاملا برعکس این را در جامعه می بینیم سرکوب جنبش دانشجویی در چند سال گذشته به اوج خود رسیده است و موج گسترده بازداشت ها تهدیدها احضار هاو اخراج ها و تعلیق ها و قتل ها را شاهد هستیم...به راستی این چه وضعیت اسفناکی است که بر سرمان آمد؟! که خاموشی تقوای ما نیست!! هر روز بر تعداد ستاره داران افزوده می شود و با اینکه تمام نهادهای حقوق بشری برای وضعیت جسمانی زندانیان بازداشت شده ابراز نگرانی می کنند آنها همچنان در بند باقی مانده اند!اکنون بیش از هشتاد روز از تداوم بازداشت اسماعیل سلمانپور، حسین ترکاشوند، مجید توکلی و کوروش دانشیار به جرم شرکت در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان می گذرد. پس از مدتی نیز پنج تن دیگر از دانشجویان به نام های عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، احمد قصابان، نریمان مصطفوی و یاسر ترکمن نیز بازداشت شدند که بهانه دستگیری آنها اعتراض به تدفین شهدا در دانشگاه بود هر چند هیچکدام از آنها در آن روز در دانشگاه نبودند. چند روز پیش نیز مسعود دهقان، فرزند شهید و دانشجوی امیرکبیر نیز در خصوص اعتراض به تدفین شهدا در دانشگاه بازداشت شد. این بود دم زدن از عدالت و آزادی بیان !!

همه این اتفاقات در حالی در کشور رخ می دهد که در اخبار روز مره و در سخنرانی های مختلف طوری صحبت می کنند که حقوق بشر و دموکراسی و آزادی بیان چیز بد و دروغی است و اینها را صهیونیست جهانی به جان مردم انداخته و واقعیت خارجی ندارد و بعد برای مردم غزه دم از حقوق بشر می زنند! مگر فرزندان میهن بشر نیستند که حالا باید پشت میله های زندان باشند؟! اینجا حرفم نمی آید و بغض امانم را برده است و تنها کاری که باید کرد فقط دعاست برای آزادی همه زندانیان و دانشجویان آرمانگرا و آزاده!

 

الف برای انتخابات ریاست جمهوری- این روزها همه در تکاپو هستند که ۲۲ خرداد چه کسی رئیس جمهور می شود البته با توجه به شرایط اکنون جامعه و درس گرفتن از تاریخ باید به انتخابات مطالبه محور پایبند بود: کاندیداها باید برنامه ها اهداف و افرد مورد نظرشان را همین حالا بگویند نه بعد از انتخاب! مطالبات نخبگان روشنفکران دانشجویان فرهنگیان و ... را اولویت قرار بدهند و پس از انتخاب آنان را به کار ببندند... دیگر دوره شعارهای رنگارنگ و عوام فریبی به سر آمده است و تمام مردم حتی کسانی که دوره های قبل را تحریم کرده اند به این نتیجه رسیده اند که وضعیت بحرانی تر از آن است که با تحریم و عدم شرکت در انتخابات درست شود ولی خوب شرکت ملت باید با شرط و شروط باشد نه اینکه حتی به آن کاندیدا چک سفید امضا بدهیم و ...من ایستاده ام می شود کاری کرد تو اگر برخیزی...

 

الف برای افشین امپراطور- امپراطور باز هم به خانه آمد البته در یک شرایط سخت و حساس ! افشین قطبی مربی تیم ملی شد. او از محبوبیت زیادی بین مردم برخوردار است و این تیم ملی با تیم ملی علی دایی و مایلی کهن فرق دارد  منش قطبی توهین و تحقیر و عصبانیت و دگم گرایی نیست  منش قطبی دوست داشتن است و ملی گرایی و عشق به مردم و میهن  حالا اگر فردوسی پور بیاید و در نود نظر سنجی بگذارد میبینید که ۹۰ درصد میگویند تیم صعود می کند و این است راز محبوبیت قطبی!

 

 الف برای امید میرصیافی عزیز- یک وبلاگ نویس بیگناه  در زندان جان سپرد(!) این بود تیتر اخبار اکثر سایتها و خبرگزاریهای غیر دولتی به راستی امید چرا رفت؟! امید میر صیافی وبلاگ نویس و خبرنگار بخش موسیقی چند مجله هنری چند صباحی است که به جرم وبلاگ نویسی در زندان کشته شده است و از هیچ کس فریادی برنخواست! اگر چه امید میرصیافی رفت هزاران امید و آرزوی دیگر به وبلاگ نویسی مشغول هستند و با اینها چه می کنید؟ امید قربانی سانسورچیانی شد که هرگز فرصتی به منتقدان نداده اند و نمی دهند ولی هنوز میلیونها وبلاگ فارسی وجود دارد که راه امید را خواهند پیمود راهی که به طلوع می رسد. من قسمتی از نوشته های امید میرصیافی را در یک وبلاگ دیدم البته آدرس وبلاگش رو فیلتر چند قفله! کرده اند ولی باز هم می شود آرشیو را دید :


http://web.archive.org/web/20061213215515/http://rooznegaar.blogfa.com/

http://web.archive.org/web/20070804034201/http://rooznegaar.blogfa.com/

http://web.archive.org/web/20070101122748/http://rooznegaar.blogfa.com/

http://web.archive.org/web/20070206084940/http://rooznegaar.blogfa.com/

 در کنار استاد مجید درخشانی ؛ آهنگساز و نوازنده تار

 

واو برای چند وبلاگ به روز شده- اول از همه وبلاگ خودم که به روز است و دارید می بینید همه مطالبش را! دوم وبلاگ سید مهدی موسوی که ازه به روز شده است با مطالبی واقعا خواندنی و غزل زیبایش سوم وبلاگ محمد حسینی مقدم دوست عزیزم که اخیرا به روز کرده و چهارم سایت آدم برفی ها با زحمات چندین نفره اعضای هیئت تحریریه این نشریه ادبی-هنری که چند ساعتی است به روز شده است این وبلاگها را بخوانید و حتما حتما نظر دهید.

البته دوستانی که وبلاگشان به روز شده و تمایل دارند اعلام شود حتما در قسمت نظرات قید کنند تا در همین جا به روز شدن وبلاگشان نمایش داده شود!

 

میم  برای معرفی کتاب- اول یک کتاب حاوی مجموعه مقالات بسیار به درد بوخور که موسه انتشارات آگاه چاپ کرده با نام " پسامدرنیسم در بوته نقد" با گزینش و ویرایش خسرو پارسا حاوی ۸ مقاله با تیترهای دستور کار «پسامدرنیسم» چیست؟/ خاستگاه پستمدرنیسم/ زبان تاریخ و مبارزه طبقاتی/ فرهنگ ملی گرایی و نقش روشنفکران مارکس و محیط زیست و... از الن میک سینز بوک / تری ایگتون / فردریک جیمسون / دیوید مک نالی / فرانسیس مولهرن / جان بلامی فاستر/ جان روزنبرگ و.../

دوم یک کتاب فلسفی با نام " فوکو را فراموش کن" اثر ژان بودریا  ترجمه پیام یزدانجو نشر مرکز این کتاب حاوی بخش هایی است که در بخش اول فوکو را فراموش کن از ژان بودریا و بخشهای بعد بودریا را فراموش کن که گفتگویی است از سیلور لوترنژه با ژان بودریا

سوم کتاب " نقد و حقیقت " اثر رولان بارت ترجمه شیرین دخت دقیقیان نشر مرکز که این کتاب حاوی بخشهای متعددی همچون خواننده ای به نام نقد/ بارت و مکتب های انتقادی/ نقد حقیقت نما/ ابژکتیویته / سلیقه وضوح بی نمادی/ بحران حاشیه نویسی/ زبان چند لایه / دانش ادبیات نقد و خواند/ میباشد...

 

ه برای هتک حرمت یک دانشجو!- شنیدیم که چند روز پیش یکی از اساتید ادبیات عرب دانشکده علوم انسانی دانشگاه رازی به یکی از دانشجویان دختر بدون هیچ دلیلی گیر داد و با بی حرمتی تمام این دانشجو را در سالن دانشکده و جلوی چشم بسیاری از دانشجویان و اساتیدی که با صدای داد آن آقا آنجا جمع شده بودند تحقیر کرد. به طوری که حتی با بالا بردن دستانش تهدید به کتک زدن این دختر معصوم نمود . پس از پرس و جو فهمیدیم که این به اصطلاح استاد به خاطر آنچه که رعایت نکردن حجاب می نامید با این دختر دانشجو برخورد کرده است در صورتی که وی بسیار ساده و معمولی بوده. این هتک حرمت بدون بازتاب نبود و اینک این دختر دانشجو از او شکایت و ادای حیثیت نموده و با نوشتن نامه اعتراضی به گرفتن امضا توسط شاهدان ماجرا اقدام نموده است. این است دانشگاههای امروز ما!

 

نون برای نمایشگاه کتاب امسال- قرار است امسال هم با دوستان راهی نمایشگاه کتاب شویم البته اینبار با دستی پر چون ........ و ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ اردیبهشت ماه در نمایشگاه کتاب حضور دارم پیشخوان  انتشارات شانی  اولین شماره مجله ادبی-هنری دالان را هم می توانید از این پیشخوان دریافت کنید البته قیمت همان هزار تومان است و کیفیت ۴۵۰۰ تومان!!!

مجله دالان تا نمایشگاه خواهد رسید و اینبار اگر پول چاپ به سرعت جور شود شماره یک را به سرعت چاپ می کنیم کسانی هم که نمی توانند در نمایشگاه کتاب حضور پیدا کنند برای دریافت مجله با نمایندگی های ما در شهرهای مختلف که در پست مجزایی در وبلاگ مجله دالان معرفی خواهند شد ارتباط بگیرند و مجله را دریافت نمایند... البته دوستانی که اشتراک مجله ایرانشهر را گرفته اند هم  تا ۶ ماه برایشان مجله ارسال می گردد. نحوه تهیه مجله به صورت مفصل در وبلاگ مجله دالان توضیح داده خواهد شد.

فقط اینکه دوستان عزیزی که مایل به همکاری برای گرفتن نمایندگی پخش  مجله  در شهر یا انجمن ادبی خود هستند حتما با شماره من تماس بگیرند.

 

غ برای یک غزل- تقدیم به همه آزادگان ایران و مبارزان راه آزادی...

 

ساعت درست هشت دقیقه تکان نخورد

بعدش شروع شد به صدا...تیک..تاک..تاک

یک زن دوباره جیغ کشید از هوای درد

ای بی حیای لعنتی...فاک..فاک..فاک

 

در افتضاح فاجعه مبهم زمین

در امن شهر(!) ظالم این اجتماع پست

مردی که باز له شده زیر شکنجه ها

ضحاک ماردوش کنارش نشسته است!

 

با این عدالتی که ستم/کار می شود

از زهر و هر شکنجه و از درد بدتر است

هر کس که انتقاد کند از بیان او

با دید کور قاضی این شهر کافر است

 

در انتهای دوری یک پیچ منحنی

دردی که جیغ های مرا پاره می شود

مردی هنوز منتظر وام مسکن است

یک زن برای نان شب آنکاره میشود!

 

اینجا دلم برای خدا تنگ شد ولی...

بیهوده می رویم در این ارتفاع پست

استامپ های حاضر و یک برگه سفید

آماده ی هجوم بر انگشت های شصت!

 

-اندیشه و تفکر ما را نمی خرند

باید delete کرد شما را از این حصار

بعدش دوباره رد شدن از کوچه های ترس

از این حصار پوچ پر از سیم خاردار

 

ای میهن ای شکوه هزاران امید سرد!

باید برای غربت خاک  تو خون گریست

آزادی من و تو در این خاک گم شده

گشتم نگرد میهن من نیست..نیست..نیست...

 

با اولین شکوفه پاییزی بهار

زیبایی ات میان هزاران درخت زرد!

در انزوای بی کسی و انتهای شعر

« ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد »

نوشته شده توسط رضا پارسا در ساعت 0:19 | لینک  |